شگفتی های تاریخی تخت فولاد

سنبلستان»، «ستی فاطمه»، «غریبان» و بالاخره «تخت فولاد» با نام قدیمی «لســـــان‌الارض» از مـــشـــهــــــورتریـــــن گورستان‌های اصفهان و محل دفن بسیاری از بزرگان بوده که امروز تنها قبرستان 75 هکتاری تخت فولاد از دست تخریب در امان مانده و منبعی شگرف برای شناسایی تاریخ این دیار است. این را تاریخ‌پژوه تاریخ ایران اسلامی می‌گوید وقتی روبه‌روی حاضران بیستمین کارگاه تخت فولادشناسی در نگارستان امام خمینی(ره) نشسته و روایت‌هایی عجیب و شنیدنی درباره کشف قبور دوره باستان در قبرستان سنبلستان، کشف قبور 5طبقه و آنچه از جایگاه این قبرستان‌ها در بافت محلی شهر برجای مانـــــده  می‌گوید.  مهدی نجار اعرابی کارشناس ارشد تاریخ ایران اسلامی است و در سا‌ل‌های اخیر تحقیقات مفصلی درباره موضوعی که در این کارگاه به آن می‌پردازد، انجام داده است. او که در تهیه دانشنامه مفصل تخت فولاد هم مشارکت داشته، بر جای‌جای این گورستان تاریخی اشراف و تسلط کامل دارد و تاکید می‌کند که روایت‌هایش براساس مستندات و منابع دقیق تاریخی است. او این‌طور آغاز می‌کند که در قدیم قبرستان‌ها مکانی برای تفریح و سرگرمی مردم بوده و به این جهت مردم همیشه با مرگ درگیر بوده‌اند. اکثر قبور نیز متصل به محلات بوده و مردم یک محل اجازه دفن مردگانی به جز خود را در قبرستان محله نمی‌داده‌اند.

 

 

سیر تاریخی قبرستان‌های اصفهان

این پژوهشگر تاریخ سیـــــر تاریخی قبرستان‌های اصفهان را چنین شرح می‌دهــــد: «از قبرســــتان‌های قدیمـــــی اصفهان یکی"سنبلستان" در محل فعلی بیمارستان امین بوده که به نقل از «حاج‌میرزا حسن خان جابری انصاری» از منشیان معروف ظل السلطان و ملقب به صدرالادبا، مردگان ایران باستان در آن پیدا شد و به نقل از استاد جلال‌الدین همایی ایشان خود قبور 4 تا 5 طبقه را در این قبرستان دیده است. چنانکه می‌دانید زمان زیادی می‌خواهد تا بشود روی یک قبر مجددا مرده‌ای را دفن کرد و  این نشان از قدمت این قبرستان دارد.» به‌گفته او، در بافت بیدآباد هم قبرستانی به نام «آب بخشان» بوده که به آن آب پخش کن هم می‌گفتند. چون آب در این قسمت از طریق مادی به چند شعبه تقسیم می‌شده است. همچنین محمدمهدی ارباب اصفهانی کتابی به نام «نصف جهان فی التعریف اصفهان» دارد که نکات بسیار جالبی درباره بزرگانی که در این قبرستان مدفون بوده‌اند، ارائه کرده است.او امامزاده «ستی فاطمه» در خیابان کاشانی را دیگر قبرستان باعظمت و مدفن بزرگان زیادی در اصفهان می‌داند و می‌گوید که در مقبره بابارکن‌الدین هم قبوری چند طبقه وجود داشته که نشان از قدمت تاریخی آن دارد.این پژوهشگر تاریخ با تاکید براینکه 99 درصد قبرستان‌ها در اصفهان به امامزاده‌ها متصل بوده گفت که بعدها به‌جای آنها بیمارستان و بهداری ساخته شده، چون زمین آنها وقفی بوده است. او می‌افزاید: «از دیگر قبرستان‌ها قبرستان «غریبان» در محله زهران در خیابان میرزاطاهر بوده که امروز یک مرکز بهداشتی به جای آن وجود دارد. وجه تسمیه این قبرستان هم این بوده که غریبه‌ها و افرادی غیر از آن محله هم در این قبرستان دفن می‌شده‌اند

 

تاریخِ تخت فولاد

پس از مروری بر تاریخچه قبرستان‌های شهر، نوبت به آن رسید تا مهدی نجار به‌طور خاص اطلاعاتی را درباره تخت فولاد برای حاضران بیان کند. او با بیان اینکه این قبرستان از دوره شاه عباس صفوی به بعد به یک مزار رسمی تبدیل و تا فروردین سال 63 که دفن مرده در آن ممنوع شد، به‌عنوان قبرستان رسمی شهر شناخته می‌شده، ابراز تاسف کرد که تخت‌فولاد بارها در معرض تخریب قرار می‌گیرد، ولی بزرگانی چون مصلح الدین مهدوی برای ماندگاری آن تلاش زیادی می‌کنند. او این قبرستان را کلکسیونی از هنرها، علوم، فنون متنوع می‌داند که می‌تواند هر سلیقه‌ای را به خود جلب کند. «نخستین موضوعی که لازم است بدانید این است که نام تخت‌فولاد تطور اسمی زیادی داشته است. اولین نام این گورستان «لسان‌الارض» بوده که گفته می‌شود خدا زمین و آسمان را به سمت خود دعوت کرد که با اکراه یا میل به سمت من بیایید و این قسمت از زمین به خدا گفت به سمت تو می‌آیم با میل خودم! برخی هم می‌گویند مردگان در این قبرستان شاهد و ناظر کارهای ما هستند و به همین دلیل لسان‌الارض نام گرفته است.»به‌گفته او، نخستین دلیل نامگذاری این قبرستان به نام تخت‌فولاد این است که در قرن دهم هجری قمری فردی به نام بابا فولاد حلوایی از رجال مهم صفویه در غسالخانه سابق این قبرستان دفن شد. او در اینجا خانقاهی داشته و در همان مکان در 959 هجری قمری به خاک سپرده شده است. بابافولاد از باباهای معروف اصفهان بوده که در دوره مغول مشهور و مامن مردم در برابر ظلم و ستم مغول‌ها بوده‌اند. این پژوهشگر تاریخ،  تعداد باباهای مدفون در اصفهان را  32بابا دانست و گفت که متاسفانه مقابر برخی آنها خراب شده است.او ادامه می‌دهد: «در قرن چهارم هجری در زمان آل بویه و پادشاهان کاکویه فردی به نام پولادبازو یا فولاد که کشتی‌گیر یا علاقه‌مند به کشتی در دوره ای حاکم اصفهان می‌شود. او در حدود تکیــــه سیدالعراقین تختی داشته که روی آن می‌نشسته و بر بازی کشتی‌گیرها نظارت می‌کرده است. به همین دلیل می‌گویند شاید این وجه تسمیه به این دلیل هم باشد. میرزاحسن خان جابری انصاری نقل کرده که تا زمان پدر او این سنگ وجود داشته و ظل السلطان آن را از بین می‌برد.»اما دیگر دلیل وجه تسمیه تخت‌فولاد به نقل از مهدی نجار، قولی است که استاد همایی در کتاب «تاریخ اصفهان» به‌عنوان یک احتمال به آن اشاره کرده است. «در گذشته مسیر ارتباطی زاینده‌رود به سمت دیگرش، پل خواجو بوده که در دوره‌ای نیاز به مرمت داشته و خیرینی روی تخته سنگ‌های آن تخته چوبی می‌اندازند. بعد هم به آن «تخته پلی» «تخت پُلاد» و تخت‌پولاد می‌گویند. چون اساسا «لاد» به معنای پل است

 

 

 

 

 

کهن‌ترین یافته‌های تخت‌فولاد

بعد از تحلیل وجه تسمیه تخت‌فولاد، سخن به قبر بابارکن‌الدین به‌عنوان قدیمی‌ترین قبر در تخت فولاد کشیده می‌شود و مهدی نجار در این باره چنین می‌گوید: «قبر بابارکن در 769 هجری قمری بنا شده است. بعد از اینکه بحث درباره شیعه یا سنی بودن او بالا می‌گیرد، شاه عباس کار را تمام کرده و می‌گوید ان‌شاءالله او شیعه است و فورا دستور ساخت بارگاه او را می‌دهد. به همین دلیل گنبد او 12 ترک به نشان شیعه 12امامی و داخل مقبره 5 ضلع به نشان 5تن آل عبا دارد. حتی حاج محمدابراهیم کلباسی از علمای بزرگ اصفهان که در کنار درب خروجی مسجد حکیم مدفون است و حساسیت زیادی بر مسائل دینی و اعتقادی شیعه داشته، اعتقاد و ارادت بسیار خاصی به بابارکن داشته و همین می‌تواند دلیلی بر شیعه بودن او باشد. آیت‌الله کشمیری نیز گفته‌اند هربار  که بر سر مزار بابارکن سوره یاسین قرائت کرده‌اند به حاجت خود رسیده‌اند.»او با اشاره به ارادت شیخ‌بهایی به بابارکن هم می‌گوید: «آن ماجرایی که شیخ چندی قبل از مرگش صدایی در مقبره بابارکن می‌شنود هم صحت دارد. او می‌شنود که "ای شیخ در فکر خودت باش." شیخ سپس از مناصب دولتی استعفا داده و چندی بعد هم از دنیا می‌رود. خطی هم که از او در زیرزمین بابارکن منسوب به اوست سندیت دارد. ما آن را شناسایی کردیم و مشخص شد دستخط خود شیخ است.»آب‌انبارهای موجود در تخت فولاد موضوع بعدی سخنان مهدی نجار است که درباره آنها چنین می‌گوید: «این آب انبارها توسط متمولین شهر برای استراحت مردم ساخته می‌شده. چون تخت‌فولاد مقصدی دور از شهر بوده و مردم موقع زیارت شب را در آن می‌مانده‌اند. در سفرنامه ژان شاردن هم آمده که هندی‌ها و دیگر افرادی از کشورهای مختلف در مقبره بابارکن چله‌نشینی می‌کرده و در بیش از  400 خانقاهی که در اطراف آن وجود داشته و همه وقف بوده است ساکن می‌شده‌اند. این بناها با حمله افغان‌ها از بین می‌رود

به‌گفته او، آب انبارهای باقی‌مانده در تخت فولاد یکی در مسجد رکن‌الملک است که دو مسیر ارتباطی از داخل و بیرون مسجد داشته و امروز کتابخانه شده است. آب انبار مصلی و کازرونی هم از دیگر آب انبارهای باقیمانده است. این پژوهشگر تاریخ سپس بیان می‌کند که «سنگاب» دیگر عنصر موجود در تخت‌فولاد از دوره صفویه به بعد است که حدود 800 مورد  از  آن در اصفهان وجود داشته و از مشهورترین آنها سنگاب مسجد امام است که خوشبختانه چندی قبل توسط اداره میراث فرهنگی دورتادور آن ششه کشیده شد. سنگاب مدرسه چهارباغ هم از سنگاب‌های بسیار نفیس است. در تخت فولاد هم می‌توان به سنگاب تکیه آقاباشی، تکیه کازرونی و تکیه زرگرها اشاره کرد که به تکیه میرفندرسکی منتقل شد.