اسدالله اشتری

اسدالله اشتری

شهرت :

اسدالله اشتری
تاریخ وفات (قمری/شمسی) :
1356/06/13
مزار :
آباده ای :
زمینه فعالیت :
شاعر,نویسنده,ادیب :

  ادیب نویسنده و شاعر، فرزند واعظ دانشمند شیخ محمد علی اشتری ( م: 1375ق، مدفون در تکیه آباده­ای)، در سال 1326ق/1287ش در اصفهان به دنیا آمد. پس از طی دوران تحصیل قلم و ادب، مدتی در پرتو قلم خود زندگی نمود و در انجمن ادبی ادیب فرهمند شرکت می­نمود. در سال1312ش به تهران رفت و به خدمت وزارت دارایی مشغول گشت و به ترتیب به ریاست ادارات مطبوعات، تحریرات، رمز و امور محرمانه آن وزارتخانه اشتغال داشته است. در عین حال، همه روزه با نوشتن مقالات اخلاقی و اجتماعی و ادبی در جراید و مجلات مهم که بیشتر در مجله « مبانی فضیلت» بوده، می­پرداخته است. وی بعدها به اصفهان برگشت و در دارایی اصفهان با سمت بازرس مخصوص پیشکاری مشغول خدمت شد.

سبک نگارش او بسیار متین و دلچسب بود و علاقه­مندان فروانی داشت. وی کتب چندی ترجمه و تألیف نموده که از آن جمله است: 1- تاریخ عشق؛ 2- طوفان روح؛ 3- نامه­های اسیران جنگ؛ 4- دیوان اشعار و غیره.

    از آنجایی که طبع روانی در شعر داشت شعر نیز می­سرود که در زیر نمونه­ای از اشعارش آورده می شود:

نمی کردم چه می کردم!؟...

بهار ار می دماغ ار تر نمی­کردم چـه می­کردم؟/دل از این آب پر آذر نمی­کردم چـه می­کردم؟
اگر درمان غم در می نمی­جستم چـه می­جستم؟/به مستی شور و غوغا سر نمی­کردم چـه می­کردم؟
صباح ار باده گلگون نمی­خوردم چـه می­خوردم؟/از آن رخسار خود احـمر نمی­کردم چـه می­کردم؟
اگـر جــان در ره جانـان نمی­دادم چه می­دادم؟/نثــار خــاک راهش ســر نمی­کردم چه می­کردم؟
به خواب ار روی آن مه را نمی­دیدم چه می­دیدم؟/ز خــاک درگهش بستر نمی­کردم چــه می­کردم؟
حکایت از شب هجــران نمی­گفتم چـه می­گفتم؟/حدیث از قصـه محشـر نمی­کردم چـه می­کردم؟
چو بلبل گر غزل شیوا نمی­خواندم چه می­خواندم؟/سـرود عشـق یـار از بـر نمی­کردم چه می­کردم؟
اگر چون « اشتری » عاشق نمی­بودم چه می­بودم؟/ز اشک خــاک ره را تــر نمی­کردم چه می­کردم؟
 سرانجام این شاعر گرانمایه در روز یکشنبه  13شهریور ماه 1356ش/ 19رمضان 1397ق وفات یافت و در تکیه آباده­ای در کنار پدرش به خاک سپرده شد.


مشروح زندگی نامه

  ادیب نویسنده و شاعر، فرزند واعظ دانشمند شیخ محمد علی اشتری ( م: 1375ق، مدفون در تکیه آباده­ای)، در سال 1326ق/1287ش در اصفهان به دنیا آمد. پس از طی دوران تحصیل قلم و ادب، مدتی در پرتو قلم خود زندگی نمود و در انجمن ادبی ادیب فرهمند شرکت می­نمود. در سال1312ش به تهران رفت و به خدمت وزارت دارایی مشغول گشت و به ترتیب به ریاست ادارات مطبوعات، تحریرات، رمز و امور محرمانه آن وزارتخانه اشتغال داشته است. در عین حال، همه روزه با نوشتن مقالات اخلاقی و اجتماعی و ادبی در جراید و مجلات مهم که بیشتر در مجله « مبانی فضیلت» بوده، می­پرداخته است. وی بعدها به اصفهان برگشت و در دارایی اصفهان با سمت بازرس مخصوص پیشکاری مشغول خدمت شد.

سبک نگارش او بسیار متین و دلچسب بود و علاقه­مندان فروانی داشت. وی کتب چندی ترجمه و تألیف نموده که از آن جمله است: 1- تاریخ عشق؛ 2- طوفان روح؛ 3- نامه­های اسیران جنگ؛ 4- دیوان اشعار و غیره.

    از آنجایی که طبع روانی در شعر داشت شعر نیز می­سرود که در زیر نمونه­ای از اشعارش آورده می شود:

نمی کردم چه می کردم!؟...

بهار ار می دماغ ار تر نمی­کردم چـه می­کردم؟/دل از این آب پر آذر نمی­کردم چـه می­کردم؟
اگر درمان غم در می نمی­جستم چـه می­جستم؟/به مستی شور و غوغا سر نمی­کردم چـه می­کردم؟
صباح ار باده گلگون نمی­خوردم چـه می­خوردم؟/از آن رخسار خود احـمر نمی­کردم چـه می­کردم؟
اگـر جــان در ره جانـان نمی­دادم چه می­دادم؟/نثــار خــاک راهش ســر نمی­کردم چه می­کردم؟
به خواب ار روی آن مه را نمی­دیدم چه می­دیدم؟/ز خــاک درگهش بستر نمی­کردم چــه می­کردم؟
حکایت از شب هجــران نمی­گفتم چـه می­گفتم؟/حدیث از قصـه محشـر نمی­کردم چـه می­کردم؟
چو بلبل گر غزل شیوا نمی­خواندم چه می­خواندم؟/سـرود عشـق یـار از بـر نمی­کردم چه می­کردم؟
اگر چون « اشتری » عاشق نمی­بودم چه می­بودم؟/ز اشک خــاک ره را تــر نمی­کردم چه می­کردم؟
 سرانجام این شاعر گرانمایه در روز یکشنبه  13شهریور ماه 1356ش/ 19رمضان 1397ق وفات یافت و در تکیه آباده­ای در کنار پدرش به خاک سپرده شد.