شیخ محمدباقر مرتضوی

شیخ محمدباقر مرتضوی

شهرت :

مرتضوی
تاریخ وفات (قمری/شمسی) :
1342/01/15
مزار :
ملا اسماعیل خواجویی :
زمینه فعالیت :
عالم زاهد :
فرزند ملا علی کهیازی شیخ الاسلام، عالم فاضل زاهد. در کهیاز اردستان متولد شد. پس از فوت مادرش که زنى عابده و صالحه بود به همراه پدر به اصفهان رفت. دروس مقدماتى را نزد پدر خواند و به همراه شیخ حسین معروف به علماء که از کسب بازو معاش مى کرد، در مدرسة نوریه سکونت کرده و به تحصیل مشغول شد.
اساتید وى در دوران سطح عبارت بودند از شیخ شیخ احمد فیاض، حاج شیخ اسماعیل معزى و سید محمد مدرس نجف آبادى، سید علی مدرس نجف آبادی و شیخ علی مدرس یزدی.
وى مانند پدر بزرگوار خود به منبر و ارشاد و هدایت مردم علاقه و اهتمام داشت. منبرش مشتمل بر ذکر احادیث اهل بیت، علیهم السلام، بود. به نماز اول وقت، تهجد و قرائت قرآن اهمیت زیادى مى داد. در ماه مبارک رمضان با زبان روزه 18 تا 20 بار قرآن را ختم مى کرد. روزهاى بسیارى را روزه مى گرفت و با نماز و روزة استیجارى امرار معاش مى نمود. اهتمام فراوانى به کمک به فقرا و مخصوصا سادات فقیر داشت. بسیار قانع و زاهد بود و اوقات خود را به بطالت نمى گذراند. تا آخر عمر خانه ملکى نداشت. پس از فوت چندین فرزند یتیم از او برجاى ماند؛ تمام اولاد او داراى کسب و کار و خانه شدند. تقوا و صبر و شکر شیخ باعث شد که خداوند اولاد او را پس از وفاتش به نحو احسن تربیت و زندگى آنان را فراهم نماید.
سرانجام این شیخ زاهد و عابد، نیمه شبى در راه به منزل مورد حمله و آزار و اذیت برخى از اوباش محل قرار گرفت و پس از حدود 20 روز بسترى شدن در بیمارستان و خانه، مظلومانه دار فانى را وداع گفت و در کنار پدر در تکیة خواجویی به خاک سپرده شد.

مشروح زندگی نامه
فرزند ملا علی کهیازی شیخ الاسلام، عالم فاضل زاهد. در کهیاز اردستان متولد شد. پس از فوت مادرش که زنى عابده و صالحه بود به همراه پدر به اصفهان رفت. دروس مقدماتى را نزد پدر خواند و به همراه شیخ حسین معروف به علماء که از کسب بازو معاش مى کرد، در مدرسة نوریه سکونت کرده و به تحصیل مشغول شد.
اساتید وى در دوران سطح عبارت بودند از شیخ شیخ احمد فیاض، حاج شیخ اسماعیل معزى و سید محمد مدرس نجف آبادى، سید علی مدرس نجف آبادی و شیخ علی مدرس یزدی.
وى مانند پدر بزرگوار خود به منبر و ارشاد و هدایت مردم علاقه و اهتمام داشت. منبرش مشتمل بر ذکر احادیث اهل بیت، علیهم السلام، بود. به نماز اول وقت، تهجد و قرائت قرآن اهمیت زیادى مى داد. در ماه مبارک رمضان با زبان روزه 18 تا 20 بار قرآن را ختم مى کرد. روزهاى بسیارى را روزه مى گرفت و با نماز و روزة استیجارى امرار معاش مى نمود. اهتمام فراوانى به کمک به فقرا و مخصوصا سادات فقیر داشت. بسیار قانع و زاهد بود و اوقات خود را به بطالت نمى گذراند. تا آخر عمر خانه ملکى نداشت. پس از فوت چندین فرزند یتیم از او برجاى ماند؛ ولى به مصداق آیة شریفه «ان الله مع الذین اتقوا والذین هم محسنون»، تمام اولاد او داراى کسب و کار و خانه شدند. تقوا و صبر و شکر شیخ باعث شد که خداوند اولاد او را پس از وفاتش به نحو احسن تربیت و زندگى آنان را فراهم نماید.
سرانجام این شیخ زاهد و عابد، نیمه شبى در راه به منزل مورد حمله و آزار و اذیت برخى از اوباش محل قرار گرفت و پس از حدود 20 روز بسترى شدن در بیمارستان و خانه، مظلومانه دار فانى را وداع گفت و در کنار پدر در تکیة خواجویی به خاک سپرده شد.